ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

14

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

شايسته است در رديف دوم يا پائينتر قرار داده شوند . فايدهء آنها اين است كه در دنبال و بر منوال ديگر كتابها تأليف مىشوند تا آنها را زنده نگه دارند و زمينه را براى پايان يافتن دورهء فترت آماده كنند تا آن اثر جاويدان كه بايد در رديف أعلى قرار گيرد پديدار شود . و البتّه اين گونه تأليفات غير از خاشاكى است كه بر امواج خروشان پديد مىآيد و از ميان مىرود و سزاوار است كه در زباله دان مهملات افكنده شود . و چه بسيارند تأليفات بى ارزش از اين نوع ، به ويژه در عصر ما كه صنعت چاپ راه را براى آنها هموار و آسان ساخته است . البتّه نبايد در تأليفات نراقى راه مبالغه و غلوّ بسپريم و آنها را در رديف اول و أعلى قرار دهيم ، لكن « جامع السعادات » ، كه آن را تقديم مىداريم ، بخصوص از آثار جاويد است ، هر چند در رديف اول كتب اخلاقى در دورهء اسلامى قرار نداشته باشد . و راز اين نكته را نمىدانم ( كه در عين حال كه در رديف أعلى نيست پاينده و جاويد است ) ، جز اينكه براى علم اخلاق مخصوصا دورهء فترت به پايان نرسيده و اثر جاودانهء مورد انتظارى كه در مرتبهء اول باشد پديدار نگشته است ، يا اينكه براى اين علم آن دوره هاى فترت وجود ندارد ، بلكه فترت و سستى مستمرّ و هميشگى وجود دارد زيرا كه علماى اخلاق از تأثير بر مردم صرفا از راه تأليف و تصنيف مأيوساند و اين علَّت دوم به واقع نزديكتر است ، و حقّ با علماى اخلاق است در نا اميديشان ، زيرا اخلاق با تعلَّم و خواندن كتب به دست نمىآيد ، بلكه اخلاق صفات و ملكاتى است كه جز با تمرينهاى سخت و تربيت طولانى ، مخصوصا در ايّام كودكى و نوجوانى يعنى پيش از آنكه دوران قرائت كتب برسد ، براى انسان حاصل نمىشود . اگر قرائت كتب به تنهائى براى آفرينش فضيلت در نفس يا پرورش و رشد آن كافى بود كتب اخلاق از گرانبهاترين آفريده هاى خداوند بود ، و بشريّت را يك كتاب كه در آن اخلاق فاضله ذكر شده باشد كافى بود . بلكه مىتوانستيم تنها به قرآن اكتفا كنيم ، يا به « نهج البلاغه » پس از آن : كه خطبه ها و مواعظ آن مىتواند مردم را در بوتهء بر افروخته و مشتعلش بگدازد تا آنان را همچون زر خالص پاك و صافى ، مانند صاحب « نهج البلاغه » ، بيرون آورد . امّا بشر ستمكار بر خويش بجاى